عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
652
زبدة التواريخ ( فارسى )
گوش هيچ مستمع نشنيده . بنابراين معنى كه اين كمترين بندگان وقايع و حوادث زمان دولت ابد پيوند خلد الله ملكه و سلطانه در قلم احوال مطالعان را اعلام كرده مىشود تا ارباب هنر و اصحاب خرد به چشم بصيرت و ديدهء عبرت در حالات روزگار و اوضاع ليل و نهار نظر كنند و بر وفق ده روزه جاه فانى مغرور و مدهوش نشوند . مصراع بگذشت چنان كه بگذرد باد به دشت و على التحقيق عاقبت مباشران اعمال ديوانى و مزاولت و ملابست « 1 » اين جهانى به وخامت مفضى « 2 » است و دولت پنج روزه را سرعت انتقال و ارتحال حتم مقضى و خسارت دينى و دنيوى اين طايفه از نايب و منوب « 3 » و حاكم و محكوم سيما در اين عهد و زمان محتاج تكلف شرح و بيان نيست . ارباب خرد و اصحاب فطانت بىريا و رعونت شعر به زيب و زينت بازار پنج روزه حال * به هيچ نوع ننازيد كز پى است زوال به نام نيك شتابيد و كار خير كنيد * برون بريد ز خاطر تصورات محال كه دور چرخ فلك بىوفا و غدار است * به كام خويش كسى را نداده است مجال « و الله يعصمنا بفضله من هفوات الكلام و زلات الاقدام » « 4 » حضرت مخدوم و مخدومزاده عالم و عالميان در سال گذشته سرير ديوان را به قدوم خويش مشرف فرمود - چنانچه ذكر آن گذشت - و در آن ايام جناب سيادت
--> ( 1 ) ملابست : كوشيدن ، رنج بردن در كار ، عهدهدار شدن كارى ، پرداختن و اشتغال ورزيدن به امرى ( دهخدا ) . ( 2 ) مفضى : منتهى شونده ( المنجد ) . به وخامت مفضى است : به وخامت مىانجامد . ( 3 ) منوب : نيابت كرده شده . ( غياث ) . ( 4 ) و خداوند با فضل و كرم خويش ما را از خطاهاى كلام و لغزشهاى قدمها حفظ مىكند .